این مطلب یک بررسی کارشناسی است و نه چیز دیگری .
اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد که بدلیل رشد آمار خانوار کشور ٬ مشکل کمبود مسکن عینیت جدی تری یافت و بدنبال آن سیاستهای حمایتی دولت از تولید انبوه مسکن در شهرها پررنگتر و عملیاتی تر شد . قوانین و مقررات جدید کشور بدرستی و آگاهانه شرایط مشکلتری را برای ایجاد زمین های مسکونی فراهم آورد تا تولید انبوه مسکن مد نظر سرمایه گذاران قرار گیرد . این شرایط تا جائی رسید که واگذاری قطعات مسکونی از سوی دولت با قیمتهای منطقه ای و مانند آن تقریبا به خداقل رسید و واگذاری زمین صرفا با قیمت روز و کارشناسی آنهم با رعایت مقررات واگذاری ممکن شد . در این میان عده ای افراد سودجو برای کسب درآمدهای نامشروع با استفاده از گریزهای قانونی که ظاهرا" دارای پوشش قانونی نیز باشد دست یازیدند . این مجموعه برای نیل به اهداف خود نیاز به ارتباطی قدرتمند با مجموعه های دولتی مرتبط با مسائل زمین و مسکن و شهرسازی و پاره ای ادارات دولتی ذیربط که زمینهای فاقد محدثات را در اختیار داشتند ٬ داشت چرا که بدون چشم پوشی یا همکاری و یا حتی اقدام با تاخیر یا مانند آن از سوی این مجموعه ها نفوذی در دودستگاههای دولتی امکان دستیابی به اهداف وجود نداشت .
بر همین اساس مجموعه ای بتدریج شکل گرفت که پوشش بسیار خوبی داشت و تقریبا بدون مشکل قانونی نسبت به تبدیل زمینهای با کاربری ها و یا متعلق به دولت به قطعات مسکونی و واگذاری آن به افراد از طریق مشاورین املاک خاص صورت میگرفت . در این راستا هر مجموعه یا فردی تصمیم به مقابله با این مسیر میگرفت معمولا بشدت تخریب میشد و یا تطمیع و در پاره ای از موارد نیز با استفاده از افراد ساده لوح و گاها آلوده نسبت به حذف مجموعه تاثیر گذار و مخالف از مسیر اقدام میشد . بررسی ها نشان میدهد سود نجومی حاصل از این تبدیل زمینها به اندازه ای بالا بوده که در پاره ای از موارد مجموعه در طی یک یا چند هفته به غول انباشته از سرمایه تبدیل شده . چنانچه مسئولان و دوستان نیز در وبلاگها و رسانه ها اعلام کرده اند . حمایت متخلفین بخش دولتی - ایجاد دپوی سرمایه کلان - نفوذ به مجموعه های خاص تاثیر گذار منجر به تشکیل نوعی تراست نامنظم و بدون امکان شناسائی برای مسئولین رده بالا گردید .
هویت این مجموعه از پائین دست بوضو ح مشخص بوده ولی از بالا دست بدلیل ایجاد استتار جناحی و سیاسی در رده میانی تشخیص آنها معمولا سخت و گاها غیر ممکن مینماید .
این مجموعه ها بدلیل سرمایه های کلان که تحصیل آن معمولا سریع و بی دردسر بوده در بخش دولتی و خصوصی منجر به تولد قارون های افسانه ای شده ٬که بدلیل عدم حس فرهنگیازی در شخصیت وجودی ایشان و حصول قدرت در سایه زمین و سرمایه و بی اعتقادی باطنی به اسلام و کشور و همچنین اخلاقیات ٬ در نهایت در مجالس آنچنانی غیر اخلاقی به دامهای اعتیاد و .... افتاده و روز بروز از انسانیت و اعتقادات مذهبی دور میشوند . این مجموعه ها روشهای خاصی برای مقاومت در برابر تقابل افراد با خود دارند و معمولا با تطمیع آغاز و به تخریب کامل منجر گردیده است .
تهمتهای اخلاقی - مالی - ضدیت با نظام و مانند آن روشهائی بوده که بالاخص در بخش دولتی این مجموعه . معمولا توسط یک فرد وابسته به محافل جناحی - سیاسی برتر شهر یا استان رهبری میشود و نهایتا منجر به حذف فرد یا مجموعه مقاوم منتهی میشود .
نقاط ضعف مجموعه های زمین خواری معمولا فساد شدید اخلاقی خانواده که حتی در پاره ای موارد منجر به وقوع قتل هم گردید- فرامشکاری در رابطه با تخلفات - اطمینان کاذب از عدم پیگیری دستگاههای نظارتی و رسیدگی کننده - و بروز ناگهانی اموال و ....- رفتار اجتماعی غلط است .
نقاط قوت آنها در استفاده از سرمایه در ایجاد لایه دفاعی - حمایت همه جانبه از یکدیگر و توجیه خطاهای اعضای مجموعه - استفاده از مجموعه های تخت اختیار در بخشهای دولتی برای نیل به هدف و تخریب مخالفین - تبانی سریع و بی جنجال با سایر مجموعه های زمین خواری
حال با این پیشگفتار بدنبال تحلیل یک پرونده زمینخواری که در آن نزدیک ۵/۸۳ هکتار زمین به یغما رفت و دستگاههای دولتی علیرغم تلاش مجدانه و دلسوزانه قوه قضا ئیه ٬ تا کنون باز گرداندن تمام آنها و تنبیه تعدادی از خطاکاران تا کنون به نتیجه نرسیده است خواهم پرداخت .
در ادامه مطلب :
چگونه ۲۶ هکتار کمربند سبز حاشیه ارومیه پس از تهاتر زمین توسط دو زمین خوار از بین رفت ؟ چه کسانی به آنها کمک کردند و چگونه ؟